نقشه ای که در یادگیری بهتر فیزیک معجزه می کند!

یادگیری بهتر فیزیک

آیا شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که هر چقدر فیزیک میخوانید بیشتر گیج و سردرگم میشوید؟ شاید هم جزو آن دسته ای هستید که از ترس هجوم مطالب متنوع و عدم درک آنها خواندن فیزیک را به روزی در آینده ای دور موکول کرده اید؟ در این مقاله روشی معرفی میکنیم که میتواند بازدهی ذهن شما را برای یادگیری فیزیک چند برابر کند.

در ابتدا ببینیم که اصلا نقشه ی مفهومی (Concept map) چیست؟ زمانی که میخواهیم یک موضوع تازه را بفهمیم و درک کنیم (نه اینکه فقط حفظ کنیم) به سراغ نقشه ی مفهومی می رویم. نقشه ی مفهومی یک سازمان بصری و نمایش دانش است.

شما با نوشتن کلمات کلیدی (بعضی اوقات در اشکالی مثل دایره و مربع و مستطیل و …) و ایجاد ارتباط بین مفاهیم مختلف با رسم خطوط جهت دار, یک نقشه ی مفهومی ایجاد میکنید.

چرا باید از نقشه ی مفهومی استفاده کنیم؟

برای یادگیری بهتر فیزیک , باید از مرحله ی حفظ کردن پا را فراتر بگذاریم و وارد مرحله ی درک کردن شویم. برای درک کردن و فهمیدن فیزیک, حفظ کردن چند اصطلاح یا رابطه یا قانون کافی نیست و باید رابطه ی میان موضوعات و مفاهیم را به خوبی تشخیص دهیم.

در این چند سال که فیزیک تدریس میکنم, با دانش آموزان بسیاری روبرو شده ام که به راحتی هر رابطه و فرمول را به یاد میسپارند, اما به دلیل اینکه نمی توانند بین کمیت ها و مفاهیم مختلف ارتباط معنا داری ایجاد کنند, قادر به حل مسائل نیستند. در چنین مواردی رسم یک نقشه ی مفهومی میتواند چاره ساز باشد.

پایه و اساس نقشه ی مفهومی, نظریه ی یادگیری معنا دار دوید آزوبل است که معتقد بود ذهن یاد گیرنده ظرف خالی نیست که بتوان آن را با اطلاعات پر کرد. بلکه فرایند یادگیری در ذهن با استفاده از فعالیتهای عملی توسعه می یابد.

آزوبل معتقد بود سیستم ذهن انسان به صورت «از بالا به پایین» سازمان یافته است.

و یاد گیرنده بین مطالبی که به تازگی میبیند با مطالبی که از قبل یاد گرفته است  ارتباط ایجاد میکند و این مطالب جدید به تدریج مرتب شده و با مرتبط شدن به مطالب قبلی, به آنها افزوده میشوند. پس با توجه به این سلسله مراتب، یادگیری معنا دار زمانی اتفاق می افتد که یاد گیرنده بتواند مفاهیم را در ساختار ذهن خود سازماندهی کند و بین مطالب ارتباط معنا دار ایجاد کند و هدف اصلی نقشه ی مفهومی همین است.

توجه داشته باشید که مفهوم دیگری به نام نقشه ی ذهنی (mind map) هم در مقوله ی یادگیری وجو دارد که با نقشه ی ذهنی متفاوت است.

 

نکات مهم در رسم نقشه ی مفهومی

در رسم نقشه ی مفهومی هر رابطه ای که میان دو مفهوم برقرار میشود, باید معنای مشخص و تعریف شده داشته باشد. به زبان ساده هر خطی که یک مفهوم را به مفهوم دیگر وصل میکند باید اسم/برچسب داشته باشد. این اسم یا برچسب رابطه ی بین دو مفهوم را نشان میدهد. نقشه ی مفهومی را معمولا از بالاترین سطح شروع میکنند و به تدریج به سراغ موضوعات خردتر میروند.پس نقطه ی شروع ما مهم ترین مفهوم در بحث است.

به عنوان مثال: میخواهیم در مورد الکتریسیته در فیزیک یک نقشه ی مفهومی رسم کنیم. مهمترین مفهوم ما در این بحث خود کلمه ی الکتریسیته هست. اما الکتریسیته خود از دو مفهوم «الکتریسیته ی ساکن» و «الکتریسیته ی جاری» تشکیل شده است.

پس برچسب خطوطی که «الکتریسیته» را به این دو مفهوم وصل میکند میتواند به صورت های زیر باشد:

  • شاملِ
  • تقسیم میشود به
  • و…
نقشه ی مفهومی الکترواستاتیک

حال هر کدام از مفاهیمی ریزتری که به این دو مفهوم مربوط میشوند را تعیین می کنیم. مثلا در مورد الکترواستاتیک (الکتریسیته ساکن) مفاهیمی مانند «بار» و «نیروی الکتریکی» و « میدان الکتریکی» می توانند زیر مجموعه های خوبی باشند که هر کدام از این مفاهیم با برچسبی مطابق شکل به هم مربوط می شوند. البته نوشتن برچسب برای مواردی که ارتباط آنها مشخص نشده را به شما واگذار میکنیم. در این مورد خوب فکر کنید و ببینید چه خطوط ارتباطی دیگری میان عناوین میتوانید برقرار کنید و برای خطوط خود برچسب تعیین کنید.

 

نیروی الکتریکی را میتوان از دو جنبه بررسی کرد:

  1. جهت نیرویی که بارهای همنام یا ناهمنام به هم وارد میکنند.
  2. اندازه ی نیرویی که این بارها به هم وارد میکنند.

خود بخش دوم یعنی پیدا کردن اندازه ی نیروی الکتریکی بین بارها از طریق قانون کولن را می توان به بخش های کوچکتری مثل: نیروی بین دو بار، نیروی بین چند بار هم راستا و نیروی بین چند بار غیر هم راستا تقسیم نمود. البته بلوک عنوان «بار» با بلوک عنوان «نیروی الکتریکی» توسط برچسب «برهم کنش بین بارها» به همدیگر مربوط می شوند.

در تصویر زیر بخشی از یک نقشه ی مفهومی برای مبحث الکترواستاتیک به صورت ساده رسم شده است. سعی کنید با توجه به اطلاعاتی که در این زمینه دارید این تصویر را کامل تر نمایید.

 

نقشه ی مفهومی الکتریسیته ی ساکن

حالا که با این ابزار بسیار مفید یادگیری آشنا شدید بیایید با هم مزایای آنرا مرور کنیم:

یک نقشه ی مفهومی که به درستی رسم شود:

  • به دانش آموزان کمک میکند روابط بین ایده ها و مفاهیم را ببیند
  • هردو نیمکره ی راست و چپ را درگیر یادگیری میکند.
  • به حافظه برای یادآوری سریعتر مطالب کمک میکند.
  • به شفاف سازی و ساختار دهی ایده ها کمک میکند.
  • باعث توسعه ی مهارت های تفکر سطح بالا مثل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میشود.
  • دانش آموزان را ترغیب میکند تا به طور خلاقانه راجع به موضوع فکر کنند.
  • به دانش آموزان در ارزیابی فرضیات کمک میکنند.

پس هرچه سریع تر شروع کنید و برای مفاهیمی که یاد می گیرید نقشه های مفهومی جذاب و زیبا رسم کنید. میتوانید این کار را با ابزارهای دیجیتالی مانند برنامه های پاورپوینت یا ورد یا فوتوشاپ انجام دهید و یا به سادگی با چند خودکار رنگی بر روی برگه ی دفتر خودتان!

مهم این هست که با رسم نقشه به نظم ذهنی خود کمک کنید.

توصیه ای برای مدرسان

با این الگوی ساده شما هم می توانید برای هر مفهومی که در حال یادگیری آن هستید یک نقشه ی مفهومی رسم کنید.

اگر معلم فیزیک هستید بیشتر روی این مطلب تمرکز کنید و پوشه ای از نقشه های مفهومی مختلف برای مباحث مختلف طراحی کنید و سعی کنید در حین تدریس از این نقشه ها به خوبی استفاده کنید. باور داشته باشید که رسم و تهیه ی نقشه ی مفهومی برای تدریس از شما معلمان بهتری می سازد.

می توانید این نقشه ها را یکبار قبل از شروع یک فصل جدید برای کل فصل رسم کنید و با این کار مسیر مبهم یادگیری را برای دانش آموز روشن کنید. از او بخواهید در برگه ای از دفتر خود او هم همین کار را با خلاقیت و ابتکار خود انجام دهد.

در حین تدریس هر مطلب هم میتوانید نقشه های مفهومی مختصر و مفیدی رسم کنید. اما توصیه میکنم حتما بعد از اتمام فصل یکبار دیگر هم این کار را انجام دهید ولی اینبار با کمک دانش آموزان و از آنها بخواهید جزئیات بیشتری به نقشه اضافه کنند.

آگاهی در زمینه ی چیزی که انجام میدهید, یاد میگیرید و یا یاد می دهید، معجزه میکند، نقشه ی مفهومی به شما کمک می کند در هر گام از یادگیری با آگاهی کامل از ارتباط مفاهیم مختلف با یکدیگر جلو روید.

منبع : آکادمی آموزش فیزیک زهره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.